یه اتفاق عجیب
سر شبی داشتم با امید حرف میزدم کلیم عشقولانه از خودم در میکردم
یه هویی خنکم کرد
باز چند دقیقه گذشت دوباره همون کار
یه شیشه شیر تو نت دیدم خیلی خوشکل بود ولی گرون بود داشتم با خودم فکر میکردم چقدر گرونه به امید نشون دادم گفتم نیگاه چه نازه![]()
یه هو زد تو ذوقم گفت اصلا هم قشنگ نیست ![]()
منو مییییییییییگی
بعد رفت البته قبلش من قاطی کردم که چرا خیطم میکنی و اینا 10 دقیقه نشده بود که دیدم با همون شیشه اومد خخونه منو میگیییییییییییییییییییی

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی






یه اتفاق عجیب
